مرضيه محمدزاده
1080
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
يك حلقهاى ز منطقهى چرخِ « 1 » معدلت * در حلقهى اسيرى و جور زمان فتاد زان پس گذارِ دستهى دستانِ دلستان * در بوستانِ سرو و گل و ارغوان فتاد هر بىدلى به ناله شد از داغ لالهاى * هر بلبلى به ياد گلى در فغان فتاد ناموس حق ز جلوهى طاووس كبريا « 2 » * گشت آنچنان كه مرغ دلش ز آشيان فتاد قُمرى صفت بر آن گل گلزار معرفت * ناليد آنقدر كه ز تاب و توان فتاد ياقوت خون ز جَزْع يمانى بر او فشاند * يادش چو زان عقيقِ لب دُر فشان فتاد پس كرد روى خويش سوى روضهى رسول « كاى جدّ تاجبخش من اى رهبر عقول 8 اين لؤلؤ تر و دُر گلگون حسين توست * وين خشكْ لعلِ غرقهى در خون حسين توست اين مركز محيط شهادت كه موج خون * افشاند تا به دامن گردون حسين توست اين نيّرى كه كرده به درياى خون غروب * وز شرق نيزه سر زده بيرون حسين توست اين مصحف حروف مقطّع كه ريخته * اجزاى او به صفحهى هامون حسين توست اين مظهر تجلّى بىچند و چون كه هست * از چند و چون جراحتش افزون حسين توست اين گوهر ثمين كه به خاك است و خون دفين * مانند اسم اعظم مخزون حسين توست اين هادى عقول كه در وادى غمش * عقل جهانيان شده مجنون حسين توست اين كشتى نجات كه طوفان ماتمش * اوضاع دهر كرده دگرگون حسين توست » آنگاه رو به خلوت امُّ المصاب كرد وز سوز دل به مادر دل خون خطاب كرد : 9 « اى بانوى حجاز مرا بينوا ببين * چون نى ، نواكنان ز غم نينوا ببين اى كعبهى حيا به مناى وفا بيا * قربانيان خويش به كوى صفا ببين نورستگان خويش ، سراسر بريده سر * وز خون نو خطان ، به سراپا حنا ببين در خاك و خون تپان مهِ رخسارِ شه نگر * زنگ جفا بر آينهى حق نما ببين بر نخل طور سرّ « أَنَا اللَّهُ » را نگر * وز روى نى تجلّى ربّ العُلى ببين از خفتهى نهفتهى اندر حجاب قدس * برخيز و بىحجابى ما بر ملا ببين زنجير جور ، سلسلهى عدل را قرين * توحيد را به حلقهى شرك آشنا ببين پرگار كفر ، نقطهى اسلام را محيط دين را مدار دايرهى اشقيا ببين
--> ( 1 ) - منطقهى چرخ : دايرهاى و كمربندى در آسمان كه جايگاه دوازده برج است ( حمل ، ثور ، جوزا ، سرطان ، اسد ، سنبله ، ميزان ، عقرب ، قوس ، جدى ، دلو ، حوت ) و به اعتقاد قدما ، آفتاب در هر ماه شمسى يكى از اين بروج را طى مىكند . ( 2 ) - ظاهرا مراد از « ناموس حق » حضرت زينب ، و « طاووس كبريا » امام حسين عليهم السّلام است .